صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

231

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

اين [ درك و درايت اجتماعى ] ، مدارج معنوى و مواهب الهى انسانهاست كه با عالىترين شيوهء ممكن و ارزش به آنان عطا نموده ، تا به والاترين صورت كمال - پس از مقام پيامبران - در تاريخ بشر شناخته شوند . ( 1 ) عبد اللّه پسر مسعود - رضى اللّه عنه - مىگويد : هر كس به سن پيرى رسيد بايد خود را در شمار كسانى كه مرده‌اند ، به حساب آورد ؛ چون انسان [ هر آن ] در معرض نيستى است . و همچنين او مىگويد : هر كس راه روشنى را در بر گيرد بايد از بزرگان پيشين درس بياموزد . چون انسان تا زنده باشد ، در معرض آزمودن و ابتلا قرار دارد . آن پيشينيان ، ياران محمد - صلّى اللّه عليه و سلّم - اند كه [ در تاريخ زرين هستى ] بهترين اين امت و داراى نيكوترين قلب و ضمير ، بادرايت‌ترين و كم‌هزينه‌ترين آنان به شمار مىآيند ؛ كه خداوند براى همنشينى پيامبر و بر پايى دين خود ، آنان را برگزيد . پس شما هم فضيلت و مقام والاى معنوى - انسانى آنان را بشناسيد و راهشان را در پيش بگيريد و هر يك - به اندازهء توش و توان خود - از اخلاق نيكو و رفتار پسنديدهء آنان برگيريد و به آنان تمسك جوييد . به يقين آن ياران پاكباز راه راست را در پيش گرفته بودند . « 1 » ( 2 ) پيامبر بزرگوار ، از صفات معنوى و ظاهرى ، كمالات و مواهب ، فضايل و اخلاق نيكو و كردار ارزنده برخوردار بوده است : آن كمالاتى كه دلها به سويش مىشتافت و روانها - براى دريافت آن - خود را مىباخت . هر سخنى از زبان پيغمبر جارى مىشد ، يارانش - رضى اللّه عنهم - در صحيفهء دل مىنگاشتند و همواره در كار نيك از هم پيشى مىگرفتند . پيامبر با اين گونه نمونه‌هاى برتر ، جامعه‌اى بىنظير و نو ساخت كه تاريخ آن را در صفحهء وجود درج كرده است . و براى بر طرف نمودن گرفتارىهاى اين جامعهء نوپا ، جايى فراهم آورد كه انسانيّت - پس از آن همه رنج و مشقّت و هياهوى روزگاران و تاريكىهاى زمانه - بتواند در آن به آرامى نفس بكشد و بيارامد . با اين معنويات بلند پايه ، ريشه و تبار اين جامعهء جديد كمال يافت : آن جامعه‌اى كه با تمام تلاطم و امواج [ ناهمگون ] روزگاران مقابله ورزيد تا ناهموارىها را كنار زد و مسير تاريخ و زمانه را - به كلّى - دگرگون نمود .

--> ( 1 ) - رزين ، مشكاة .